P9

ویو کوک
رفتم طبقه پایین
@قرباننن
-چیه؟چیشده؟
@قربان وقتی داشتیم بادیگارداشونو میکشتیم آقای الکساندر فرار کردن
-چییی؟(داد)باید پیداش کنیددد اون مردیکه ی آشغالوووو
@حتما قربانن الان بچه هارو آماده میکنیم
و بدو بدو رفت
یهو برگشتم که دیدم دکتر از پله ها داره پایین میاد
سریع رفتم سمتش
-حال زنم چطوره
دک:خوبه خداروشکر سلاحی که باهاش بهش حمله شده به کلیه اش برخورد نداشته
-هوف خوبه
دک:داخل سرمش مسکن زدم زخمشم بخیه زدم تا شب بهوش میاد
-اها باشه ممنون
دک:من دیگه میرم
-به سلامت
بعد اینکه دکتر رفت منم رفتم تو اتاق پیش هانا
بعضی از قسمت های تخت خونی شده بود رفتم سر هانا و بوسیدم و رفتم از تو کمد جعبه کمک های اولیه رو آوردم شروع کردم به پانسمان کردن زخمام
بعد اینکه تموم شد
کنار هانا دراز کشیدم موهاشو از روی صورتش کنار زدم
-دیگه نمیزارم کسی حتی الماسمو لمس کنه،متأسفام
یهو در اتاق زده شد
-بیا تو
آجوما:سلام پسرم
-سلام آجوما
آجوما:حال هانا خوبه؟
-اره دکتر گفت خوبه
آجو:خب خوبه چیزی میخوری؟
-نه نمیخورم
آجو:باشه اگر کمکی خواستی من توی آشپزخونم
-باشه ممنون
و بعد رفت

فعلا تو خماری بمونید ادمین کار داره😌😂
دیدگاه ها (۳۶)

p10

P11

P8

P7

خوب میخوام یه فیک بنویسم وامیدوارم خوشتون بیاد تمام تلاشمو م...

گل وحشی منپارت ۶ ویو اتخیلی واقعا درد داشتم که تهیونگ از اتا...

وحشی پارت 2+18ویو ات: داشتم میرفتم بالا که در خونه رو زدن رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط